کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه عبادتکار | کلماتور
معانی کلمه : عبادتکار
تلفظ بین المللی :
/ʔˌebɑdˈatkɑr/
تلفظ :
[?,ebAd'atkAR]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
عبادت کار
عبادتگاه
عبادتخانه
عبادتگاه رئیس رابان کلیسا
کشیشی که عبادتگاه ویژه دارد
عادکار
باسیلیکای عبادتگاه ملی لقاح معصوم
باسیلیکای عبادتگاه ملی گل کوچک
سعید عبادتیان
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
عبادتکار. [ ع ِ دَ ] ( ص مرکب ) پارسا و زاهد. متدین و عابد. ( ناظم الاطباء ). آنکه پرستش خدای شغل شاغل او است. و رجوع به عبادت شود.
فرهنگ عمید
ویژگی آن که کارش عبادت است، عابد، پارسا.
مترادف و متضاد
پارسا، زاهد، عابد، متعبد، متقی
کلمات مرتبط
عبادت کار
عبادتگاه
عبادتخانه
عبادتگاه رئیس رابان کلیسا
کشیشی که عبادتگاه ویژه دارد
عادکار
باسیلیکای عبادتگاه ملی لقاح معصوم
باسیلیکای عبادتگاه ملی گل کوچک
سعید عبادتیان
نظرات