عائد. [ ءِ ] (اِخ ) ابن ثعلبةبن وبرة البلوی صحابی . وی از کسانی است که در تحت الشجرة بیعت کرد و شاهد فتح مصر بود و به سال 53 هَ . ق . در برلس شهید شد. (الاعلام زرکلی ).
بازگشتکننده؛ بازگردنده؛ آنچه به کسی بازمیگردد.
〈 عاید شدن: (مصدر لازم) بهدست آمدن.
〈 عاید کردن: (مصدر متعدی) ١. حاصل کردن؛ به دست دادن؛ رساندن.
٢. درآمد داشتن؛ سود بردن. ٣. فایده دادن.
(یِ) [ ع . عائد ] (اِفا.) عیادت کننده .
(یِ) [ ع . عائد ] (اِفا.) 1 - عیادت کننده . 2 - بازگردانده ، آن چه که به کسی بازگردد از پول یا چیز دیگر.