کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : عامل پخت 1
تلفظ بین المللی :
/ˈɑmel pˈoxt ۱/
تلفظ :
['Amel p'oxt ۱]
پیمایش سریع
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
عامل پخت
عامل پخت 2
عامل پخت مهارشده
رنگدانۀ گوشت عمل آمدۀ پخته
ادم عامی و پست
عمل پست و شیطنت امیز
رنگدانۀ گوشت عمل امدۀ پخته
عامل
عامل 1
فرهنگ فارسی
فرهنگ فارسی
ترکیباتی که با رزینهای بسپاری واکنش میدهند تا آنها را سخت کنند متـ . سختکننده hardener
کلمات مرتبط
عامل پخت
عامل پخت 2
عامل پخت مهارشده
رنگدانۀ گوشت عمل آمدۀ پخته
ادم عامی و پست
عمل پست و شیطنت امیز
رنگدانۀ گوشت عمل امدۀ پخته
عامل
عامل 1
نظرات