عام . (ع اِ) سال . ج ، اَعوام . (مهذب الاسماء) (اقرب الموارد)(غیاث اللغات ) (آنندراج ) (منتهی الارب ) :
تا عام نام سال بود شهر نام ماه
اقبال را نظر بسوی شهر و عام نیست .
۱. فراگیر.
۲. (اسم) مردم کمسواد.
۳. (اسم) همگان؛ همۀ مردم.
[ ع . ] (اِ.) سال .
(مّ) [ ع . ] 1 - (اِفا.) همه را فراگیرنده ، شامل . 2 - (اِ.) همه ، همگان ، همگانی .
عامی
عمیم، فراگیر
همگان، همه ≠ خاص
عمومی، کلی، همگانی
۱. همگان، همه
۲. عمومی، کلی، همگانی
۳. عامی
۴. عمیم، فراگیر ≠ خاص