معانی کلمه : عالی مقام
لغت نامه دهخدا
عالی مقام. [ م َ ] ( ص مرکب ) عالیجاه. بلندمرتبت. آنکه مقام رفیع و بالا دارد : در سلک سایر خدام عالی مقام تنظیم گردید. ( حبیب السیر ج 3 ص 352 ).
راز درون پرده ز رندان مست پرس
کاین حال نیست زاهد عالی مقام را.
راز درون پرده ز رندان مست پرس
کاین حال نیست زاهد عالی مقام را.
فرهنگ عمید
آن که مقام رفیع دارد، بلندمرتبه.
فرهنگ فارسی
( صفت ) آن که مقامی رفیع دارد بلند مرتبت .
مترادف و متضاد
صاحبمنصب، عالیرتبه، والامقام
