کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه عالی-مقام | کلماتور
معانی کلمه : عالی مقام
تلفظ بین المللی :
/ˈɑlimˌaq1ɑm/
تلفظ :
['Alim,aq1Am]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
حاکم عالی مقام
دارای مقام بزرگ و عالی
فهرست مقامات عالی رتبه جمهوری اسلامی ایران
مامور عالی رتبه دولت
مامور قضایی عالی رتبه
ارامگاه مقام علی
دروازه مقام علی
مامور عالی رتبه اتحادیه ملی بسکتبال
ماموستا برهان عالی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
عالی مقام. [ م َ ] ( ص مرکب ) عالیجاه. بلندمرتبت. آنکه مقام رفیع و بالا دارد : در سلک سایر خدام عالی مقام تنظیم گردید. ( حبیب السیر ج 3 ص 352 ).
راز درون پرده ز رندان مست پرس
کاین حال نیست زاهد عالی مقام را.
حافظ.
فرهنگ عمید
آن که مقام رفیع دارد، بلندمرتبه.
فرهنگ فارسی
( صفت ) آن که مقامی رفیع دارد بلند مرتبت .
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
صاحبمنصب، عالیرتبه، والامقام
great (صفت)فراوان، ماهر، بزرگ، کبیر، مهم، ابستن، عظیم، معتبر، عالی، مطنطن، بصیر، زیاد، خطیر، عالی مقام، متعال، هنگفت، تومندhigh (صفت)رشید، علیه، با صدای بلند، بلند، خوشحال، علوی، خشن، عالی، گزاف، مرتفع، زیاد، عالی مقام، عالیجناب، علی، متعال، بو گرفته، بلند پایه، رفیع، وافرگران، تند زیاد، با صدای زیر، اندکی فاسدeminent (صفت)بزرگ، علیه، بلند، برجسته، عالیجناب، هو...
کلمات مرتبط
حاکم عالی مقام
دارای مقام بزرگ و عالی
فهرست مقامات عالی رتبه جمهوری اسلامی ایران
مامور عالی رتبه دولت
مامور قضایی عالی رتبه
ارامگاه مقام علی
دروازه مقام علی
مامور عالی رتبه اتحادیه ملی بسکتبال
ماموستا برهان عالی
نظرات