۱. داننده؛ دانا.
۲. دانشمند.
۳. (اسم) از نامهای خداوند.
(لِ) [ ع . ] (اِفا.) دانا، دانشمند.
(لَ) [ ع . ] (اِ.) 1 - دنیا، هستی . 2 - موجودات . 3 - (عا.) نمادی برای بزرگی ، عظمت . 4 - حیطه ، محدوده ؛ عالم هنر، عالم مستی . 5 - حالت ، وضعیت . 6 - هر کدام از دو جهان فانی و باقی ، هر کدام از دنیا و آخرت . ؛ ~ و آدم کنایه از: همة مردم .
عالِم؛ دانشمند.
(تلفظ: ālam) (عربی) (در قدیم) کیهان ؛ پهنهی کرهی زمین و آنچه در آن است ، جهان ؛ (به مجاز) حالت و وضعیت .
آفاق، آفرینش، جهان، دنیا، فلک، کیهان، گردون، گیتی
خردمند، دانا، دانشمند، دانشور، علیم، فاضل، فرزانه، فرهیخته، محقق، ملا ≠ جاهل
دانشمند، جهان، گیت