کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه عاذل | کلماتور
معانی کلمه : عاذل
تلفظ بین المللی :
/ˈɑzel/
تلفظ :
['Azel]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
دانشنامه اسلامی
کلمات مرتبط
دژ عالی
امین العالم محمود
رب العالمین
رحمه العالمین
العالم تلویزیون
سارق عادل
ساز عالی مرصع
سامانۀ عامل
سامانۀ عامل اَبر
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
دانشنامه اسلامی
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
عاذل. [ ذِ ] ( ع ص )ملامت کننده. ج ، عَذَله ، عُذّال ، عاذِلات ، عَواذل. ( منتهی الارب ) ( مهذب الاسماء ) ( غیاث اللغات ) : مرا گفت ای ستمکاره بجانم به کام حاسدم کردی و عاذل.منوچهری.|| ( اِ ) رگ خون استحاضه که از آن خون سیلان پیدا میکند. ( منتهی الارب ) ( مهذب الاسماء ). || نام ماه شعبان یا شوال در جاهلیت. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( مهذب الاسماء ) ( السامی فی الاسامی )....
فرهنگ عمید
ملامت کننده، نکوهش کننده، سرزنش کننده، ملامتگر.
فرهنگ معین
(ذِ ) [ ع . ] (اِفا. ) سرزنش کننده ، ملامت - کننده .
فرهنگ فارسی
( اسم ) ملامت کننده ملامتگر جمع عذله عذال عذل عاذلات عواذل .
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه]
به رگ زیرین رحم ، عاذل می گویند.
عاذل رگی در پایین رحم زن است. گفته شده خون استحاضه از آن خارج می شود.
wikifeqh:
عاذل
کلمات مرتبط
دژ عالی
امین العالم محمود
رب العالمین
رحمه العالمین
العالم تلویزیون
سارق عادل
ساز عالی مرصع
سامانۀ عامل
سامانۀ عامل اَبر
نظرات