Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : عابد

تلفظ بین المللی : /ˈɑbed/ تلفظ :‌ ['Abed]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیفرهنگ اسم هامترادف و متضاددانشنامه اسلامی
  • عابد الاوثان
  • عابد بخاری
  • عابد ریاکار
  • عابد رضا
  • عابد تپه
  • عابد عازریه
  • عابد علی نازش
  • عابد فتاحی
  • عابد اصفهانی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیفرهنگ اسم هامترادف و متضاددانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

عابد. [ ب ِ ] (اِخ ) کوهی است . (منتهی الارب ). کوهی است در اطراف مصر... (معجم البلدان ).

عابد. [ ب ِ ] (اِخ ) ابن عمربن مخزوم . پدر عبداﷲبن سائب عابدی صحابی و عبداﷲبن مسیب عابدی محدث است . (از منتهی الارب ).

عابد. [ ب ِ ] (اِخ ) بیرمی لاری . از شعرا است . هدایت نویسد: نامش زین العابدین و معروف به شاه زند است . اشع...

فرهنگ عمید

۱. عبادت کننده، پرستنده.
۲. کسی که خدا را پرستش می کند.

فرهنگ معین

(بِ ) [ ع . ] (اِفا. ) پرستنده ، عبادت کننده .

فرهنگ فارسی

محمد علی بک رئیس حکومت سوریه ( ۱۹۳۸ - ۱۹۲۸ م . ).
عبادت کننده، پرستنده، کسی که خداراپرستش کند
( اسم ) پرستنده پرستش کننده خدا عبادت کننده جمع عبده عباد عابدون عابدین . توضیح برای فرق آن از زاهد و عارف .
بیرمی لاری از شعرا است

فرهنگ اسم ها

(تلفظ: ābed) (عربی) آن که بیشترین اوقات زندگی‌اش را به عبادت خدا و خلوت و مناجات با او می‌گذرانَد، عبادت کننده .

اسم: عابد (پسر) (عربی) (مذهبی و قرآنی) (تلفظ: ābed) (فارسی: عابد) (انگلیسی: abed)
معنی: عبادت کننده، پرستش گر، زاهد، آن که بیشترین اوقات زندگی اش را به عبادت خدا و خلوت و مناجات با او می گذرانَد، پرستنده چیزی یا کسی

مترادف و متضاد

پارسا، پرستشگر، پرستنده، زاهد، عبادتکار، مترهب، متعبد

ascetic (اسم)مرتاض، زاهد، راهب، عابد، تارک دنیاsolitary (اسم)گوشه نشین، عابدanchoret (اسم)گوشه نشین، زاهد، راهب، عابدhermit (اسم)گوشه نشین، راهب، عابد، تارک دنیا، منزوی، زاهد گوشه نشینeremite (اسم)زاهد، عابدdevout (صفت)عابد، مذهبی، دین دارpious (صفت)زاهد، عابد، خدا پرست، مذهبی، دین دار، مقدس، وارسته، متقیgodly (صفت)عابد، خدا پرست، با خدا،...

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی عَابِدٌ: عابد - پرستنده - عبادت کننده
معنی أَعْبُدَ: که پرستش کنم
معنی أَعْبُدُ: می پرستم
ریشه کلمه:
عبد (۲۷۵ بار)
wikialkb: عَابِد

کلمات مرتبط

  • عابد الاوثان
  • عابد بخاری
  • عابد ریاکار
  • عابد رضا
  • عابد تپه
  • عابد عازریه
  • عابد علی نازش
  • عابد فتاحی
  • عابد اصفهانی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات