ظل . [ ظُل ل ] (ع ص ، اِ) ج ِ اَظَل ّ.
ظل . [ ظَل ل ] (ع مص ) ظلول . ظَل َّ نهاره یفعل کذا؛ یعنی تمام روز میکند چنین .
۱. سایه.
۲. [قدیمی، مجاز] پناه؛ توجه؛ عنایت.
〈 ظل ظلیل: [قدیمی]
۱. سایۀ دائم. Δ به طریق مبالغه گفته میشود.
۲. [مجاز] لطف و حمایت بیشائبه.
خیال، شبح
تنعم، نعمت
پناه، سایه، کنف
آسایش، آسودگی، راحت
۱. پناه، سایه، کنف
۲. خیال، شبح
۳. تنعم، نعمت
۴. آسایش، آسودگی، راحت