کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه ظاهر-ساختن | کلماتور
معانی کلمه : ظاهر ساختن
تلفظ بین المللی :
/zˈɑher sˈɑxtan/
تلفظ :
[z'AheR s'Axtan]
پیمایش سریع
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
ظاهر
ظاهر العلم
ظاهر المذهب
ظاهر الممکنات
ظاهر الوجود
ظاهر شدن
ظاهر نگر
ظاهر کردن
ظاهر گردیدن
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگ فارسی
( مصدر ) آشکار شدن .
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
reveal (فعل)اشکار کردن، معلوم کردن، فاش کردن، ظاهر ساختن، ظاهر کردنmanifest (فعل)معلوم کردن، فاش کردن، ظاهر ساختن، بازنمود کردن، اشکار ساختن، اعلامیه دادنexpose (فعل)نمایش دادن، افشاء کردن، در معرض گذاشتن، بی پناه گذاشتن، بی حفاظ گذاردن، ظاهر ساختنlay out (فعل)ظاهر ساختن، بر روی سطح پخش کردن...
کلمات مرتبط
ظاهر
ظاهر العلم
ظاهر المذهب
ظاهر الممکنات
ظاهر الوجود
ظاهر شدن
ظاهر نگر
ظاهر کردن
ظاهر گردیدن
نظرات