معانی کلمه : طیلسان
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
نوعی جامۀ کلاهدار گشاد، بلند، و شبیه شنل که خواص، مشایخ، یا زردشتیان بر دوش میانداختند؛ ردا.
〈 طیلسانِ مطرا: [قدیمی، مجاز] شب؛ تاریکی شب: ◻︎.مستان صبح چهره مطرا به می کنند / کاین پیر طیلسان مطرا برافکنند (خاقانی: ۱۳۳).
〈 طیلسانِ مزعفر: [قدیمی، مجاز] شعاع آفتاب: ◻︎ تا زمین بر کَتِف ز خلعت روز / طیلسان مزعفر اندازد (خاقانی: ۱۲۶).
فرهنگ معین
(طِ لِ ) [ معر. ] (اِ. ) ردا، جامة بلند و گشاد.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
دستار، ردا، فوطه
