طیان . (اِ) دیگی بزرگ . تیان : سکاره ؛ طیانهای حمامها، قدور الحمامات .
طیان . [طَی ْ یا ] (اِخ ) از اعلام است که جمعی از آنها چون بنا بوده اند خود را منسوب بدان ساخته اند. (سمعانی ).
عسل.
کسی که کارش گلکاری یا گچ مالیدن به دیوار است؛ بنّا؛ گلکار.
عسل.