دراز، دیریاز. "دیریاز" از "دیر" و "یازنده" رویهم میشود "دیرنده" و "دیرکشنده". در ایوان شاهی شبی دیریاز / به خواب اندرون بود با اَرنَواز (فردوسی).
دیر
دراز، طویل
بسیار، زیاد
دیرینه، دیرین، مدید
دور، بعید، مسافتزیاد
۱. دراز، طویل
۲. دیر
۳. دیرینه، دیرین، مدید
۴. دور، بعید، مسافتزیاد
۵. بسیار، زیاد