Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : طنبوره

تلفظ بین المللی : /tanbˈuːreː/ تلفظ :‌ [tanb'u:Re:]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • طنبوره ٔ بربریه
  • طنبوره عربی
  • طنبور
  • طنبور السودانی
  • طنبور زدن
  • طنبور زن
  • طنبور میزانی
  • طنبور نواز
  • طنبوری
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

طنبوره. [ طَم ْ / طُم ْ رَ / رِ ] ( معرب ، اِ ) طنبور. رجوع به طنبور شود : درّاج کشد شیشم وقالوس همی بی پرده طنبوره و بی رشته چنگ.منوچهری.خول طنبوره تو گوئی زند و لاسکوی از درختی به درختی شود و گوید آه.منوچهری.آن بلبل کاتوره برجسته ز مطموره چون دسته طنبوره گیردشجر از چنگل.منوچهری.- طنبوره ( طنبور ) از غلاف بیرون آوردن ( بیرون کردن ، از جوال بیرون کردن ) ؛ کنایه از فاش کردن راز است : آمدم با سخن که...

فرهنگ معین

(طَ رِ ) [ معر. ] طنبور.

فرهنگ فارسی

طنبور . یا طنبوره بربری ( بربریه ) قسمی لورای بدوی در فلسطین و مصر معزف چغانه . یا طنبوره از غلاف ( جوال ) بیرون آوردن ( کردن ) فاش کردن راز .

کلمات مرتبط

  • طنبوره ٔ بربریه
  • طنبوره عربی
  • طنبور
  • طنبور السودانی
  • طنبور زدن
  • طنبور زن
  • طنبور میزانی
  • طنبور نواز
  • طنبوری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات