رسن؛ ریسمان؛ رشتۀ کلفت.
〈 طناب انداختن: (مصدر متعدی)
۱. کمند انداختن؛ با کمند کسی را گرفتار ساختن.
۲. ریسمان به گردن کسی انداختن و او را خفه کردن.
(طَ نّ) [ ع . ] (اِ.) مسافتی از زمین که معادل 809/0 جریب است .
(طِ یا طَ) [ ع . ] (اِ.) ریسمان ، رسن ، رشتة کلفت . ؛ با ~ (پوسیدة ) کسی توی چاه رفتن کنایه از: فریب کسی را خوردن و به اعتماد او دست به کاری زدن .
تکیه ای: tenow
طاری: tenâf
طامه ای: tonâf
طرقی: tönâf
کشه ای: tönâf
نطنزی: tonâf
ریسمان، کمند