کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه طمعکار | کلماتور
معانی کلمه : طمعکار
تلفظ بین المللی :
/tamˈaʔkɑr/
تلفظ :
[tam'a?kAR]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
کلمات مرتبط
طمعکار، طمعکار
طمعکاری
طمعکاری، طمعکاری
طمع کار
طلاکار
طلاکاری
طلبکار
طلبکاری
اب طلاکاری
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
لغت نامه دهخدا
طمعکار. [ طَ م َ ] ( ص مرکب ) طامع. طماع. حریص :
پیش راه حرص پیری چوب نتواند گذاشت
بیشتر دست طمعکار از عصا گردد بلند.
صائب.
- امثال :
طمعکار رنگش زرد است .
فرهنگ عمید
طماع، حریص.
فرهنگ فارسی
( صفت ) طماع حریص .
مترادف و متضاد
آزپیشه، آزمند، حریص، طماع طمعورز ≠ قانع
واژه نامه بختیاریکا
کاس
کلمات مرتبط
طمعکار، طمعکار
طمعکاری
طمعکاری، طمعکاری
طمع کار
طلاکار
طلاکاری
طلبکار
طلبکاری
اب طلاکاری
نظرات