طلل . [ طِ ل َ ] (ع اِ) ج ِ طَل ّ. (منتهی الارب ).
طلل . [ طُ ل ُ ] (ع اِ) ج ِ طَلیل . (منتهی الارب ).
طلل . [ طَ ل َ ] (ع اِ) اثر سرای . جای خراب . (منتهی الارب ). نشان سرای ویران شده . نشان سرای که پیدا بود. (دهار). نشان سرای که از پس ویرانی مانده بود. (مهذب الاسماء).نشانی خانه و سرای ویران شده که بجا مانده باشد....
فرهنگ عمید
طل#NAME?
۱. آثار بهجامانده از خانهای که خراب شده است؛ ویرانه. ۲. کالبد و هیکل چیزی.
= طل ۱. آثار به جامانده از خانه ای که خراب شده است، ویرانه. ۲. کالبد و هیکل چیزی.
فرهنگ معین
(طَ لَ ) [ ع . ] ۱ - (اِ. ) خرابه ، نشان به جا مانده از یک خانه یا عمارت ویران . ۲ - کالبد هر چیزی . ج . اطلال .
فرهنگ فارسی
جای مرتفع، آثارخانه وعمارت، کالبدوهیکل چیزی، نشان خانه وسرای ویران شده جمع طلیل
مترادف و متضاد
۱. خرابه، ویرانه ۲. کالبد، هیکل (هرچیز)
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] تکرار در قرآن: ۱(بار)به فتح (ط) باران خفیف. به قولی خفیفترین باران. به قولی شبنم و به قولی بالاتر از شبنم و پائینتر از باران (اقرب الموارد) راغب آن را اضعف المطر و طبرسی مطر صغار گفته است. مقابل آن وابل است به معنی باران شدید . مانند باغی که در مکان بلندی است، بهآن باران تند رسیده و میوه خود را چند مقابل داده و اگر باران تند نرسیده پس باران خفیف رسیده باز میوه داده است. آیه در بیا...