طفاوة. [ طُ وَ ] (ع اِ) خرمن ماه . || خرمن آفتاب . (منتهی الارب ). سرای آفتاب . (مهذب الاسماء).دایره ٔ گرد آفتاب و گرد ماه و اکثر استعمال آن در دایره ای که گرد آفتاب پدید آید کنند و دایره ٔ گرد ماه را هاله گویند. (منتخب اللغات ). || کفک دیگ . (منتهی الارب ). کفی که بالای دیگ ظاهر شود. (منتخب اللغات ). || پاره ای از هر چیزی . یقال : اصبنا طفاوةً من الربیع؛ ای شیئاً منه . (منتهی الارب )....
فرهنگ عمید
۱. خس وخاشاک. ۲. کف روی آب یا دیگ. ۳. پاره ای از چیزی. ۴. دایرۀ گرد ماه یا خورشید، هاله.
فرهنگ فارسی
نام قبیله است از قیس غیلان و هو منبه عن اعصر بن سعد بن قیس غیلان .