معانی کلمه : طشت و خایه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
نوعی از بازی دادن مردم باشد و آن چنانست که درون تخم مرغی را خالی کنند و از شبنم پر سازند و طشتی را در آفتاب گذارند و تخم مرغ را در طشت نهند چون طشت گرم شود تخم مرغ باصول راه بالا برقص در آمده بر هوا رود .
