طریق . [ طُ رَ ] (ع اِ) نخله ای است حجازی . (منتهی الارب ). نخلة حجازیة. (اقرب الموارد). اُطیرق مثله . (منتهی الارب ). نوعی نخل حجاز.
طریق . [ طِرْ ری ] (ع ص ) نیک خاموش . || (اِ) کروان نر که چوبینه باشد. (منتهی الارب ).به عربی کروان نر را نامند. (فهرست مخزن الادویه ).
راه، روش
عادت، خو
سبک، طرز
پیشه، حرفه، کار
راه، نغمه، سرود
مذهب، مسلک، نحله
قاعده، قانون، هنجار
روش، طور، گونه، متد، منوال، نحو، وجه
جاده، راه، سبیل، سلک، صراط، گذرگاه، ممر، معبر
راه، روش