Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : طره

تلفظ بین المللی : /tˈorre/ تلفظ :‌ [t'oRRe]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هامترادف و متضادفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب
  • طره بازی
  • طره بخاخ
  • طره پوش
  • طره دار یا پرزدارکردن
  • طره گیسو
  • طره خاتون
  • طره بخاخ پردیس
  • طره خضر
  • تیر طره ای
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هامترادف و متضادفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

طرة. [ طُرْ رَ ] (اِخ ) قریه ای است به مصر (جیزة) که در آنجا سمنت تهیه میشود. (المنجد).

طرة. [ طَرْ رَ ] (ع اِ) تهیگاه . || (مص ) آبستن کردن گشن ماده را به یک آمیزش . (منتهی الارب ).

طرة. [ طُرْ رَ ] (اِخ ) شهری است به افریقیه . (منتهی الارب ). شهر کوچکی به افریقیه . (معجم البلدان ج 6 ص 46). صاحب منتهی الارب لفظ «ط...

فرهنگ عمید

۱. دستۀ موی تابیده در کنار پیشانی.
۲. [قدیمی] ریشۀ دستار.
۳. [قدیمی] حاشیه و کنارۀ جامه.
۴. [قدیمی، مجاز] کنارۀ چیزی.

فرهنگ معین

(طُ رَّ ) [ ع . ] (اِ. )۱ - کنارة هر چیزی ، حاشیه . ۲ - زلف ، موی پیشانی . ۳ - نقش و نگارجامه . ۴ - حاشیة کتاب .

دانشنامه آزاد فارسی

طُرِّهنقش لچک ها در قالی، گاهی به هم می پیوندد که به نقش به هم پیوستۀ آن ها طره می گویند. طره اگر از دو لچک کنار هم تشکیل شود نیم طره، و چنانچه از چهار لچک به هم پیوسته حاصل شود، طرۀ کامل را تشکیل می دهد.wikijoo: طره طره (معماری). طُرِّه (معماری)طُرِّهدر معماری، هر نوع عنصر حجمی، سطحی، یا خطی، که از یک طرف به تکیه گاه متصل، و طرف دیگر آن آزاد باشد. طرّه، پیش آمدگی سقف یا تیر یا لبۀ دیوار به طرف ب...

فرهنگ فارسی

سازه‌ای آویزان از جنس یخ و برف که براثر وزش باد بر لبه‌های کوهسار شکل می‌گیرد

دهی است از دهستان برزرود بخش نطنز شهرستان کاشان : در ۴۵ کیلومتری شمال غربی نطنز و ۱۴ کیلومتری مغرب پل هنجن : کوهستانی و سردسیر : ۷۴٠ تن سکنه . آب از ۹ رشته قنات است . محصول غلات حبوب میوه : شغل اهالی زراعت است .جبهه، ناصیه، دسته موی تابیده درکنارپیشانی، ریشه دستار، حاشیه، کناره جامه، کناره چیزی( اسم ) ۱ - کناره چیز...

دانشنامه عمومی

طُرّه یا تیر سرکش یا تیر کنسول در ساختمان سازی و هواپیماسازی به تیر یا عضو افقی گفته می شود که یک سرش بر پایه متکی و سر دیگرش از بدنهٔ بنا بیرون نشسته است.برای انجام محاسبه برای طره فرمول استونی از فرمول های مهم است: δ = 3 σ ( 1 − ν ) E ( L t ) 2 {\displaystyle \delta ={\frac {3\sigma \left(1-\nu \right)}{E}}\left({\frac {L}{t}}\right)^{2}}wiki: بخش مرکزی شهرستان نطنز در اس...

فرهنگ اسم ها

اسم: طره (دختر) (عربی)
معنی: موی پیشانی، زلف

مترادف و متضاد

کنگره

تازیانه

باران‌گیر

جبهه، ناصیه

تاب، زلف، کاکل، گیسو، گیس

کرانه، حاشیه، کناره، گوشه

تارهای حاشیه دستار و جامه

۱. تاب، زلف، کاکل، گیسو، گیس
۲. کرانه، حاشیه، کناره، گوشه
۳. کنگره
۴. بارانگیر
۵. جبهه، ناصیه
۶. تازیانه،
۷. تارهای حاشیه دستار و جامه

brink (اسم)کنار، مرز، لب، حاشیه، طرهend (اسم)حد، پا، اتمام، سر، عمد...

فرهنگ فارسی ساره

تازیانه

واژه نامه بختیاریکا

( طُره ) ترنه

فرهنگستان زبان و ادب

{cornice} [علوم جَوّ] سازه ای آویزان از جنس یخ و برف که براثر وزش باد بر لبه های کوهسار شکل می گیرد

کلمات مرتبط

  • طره بازی
  • طره بخاخ
  • طره پوش
  • طره دار یا پرزدارکردن
  • طره گیسو
  • طره خاتون
  • طره بخاخ پردیس
  • طره خضر
  • تیر طره ای
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات