طرز. [ طَ رَ ] (ع مص ) صورت گرفتن سپس ثِخانت وسطبری . || نیکخوی گردیدن سپس زشتخوئی . (منتهی الارب ) (آنندراج ). خوش خلق شدن . || لباس پسندیده و فاخر پوشیدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ).
گونه، نوع
شکل، وضع، هیات
اسلوب، سبک، سیاق
قاعده، قانون، آیین
راه، روش، سان، شیوه، طریق، طریقه، طرد، منوال، نمط، نهج
۱. راه، روش، سان، شیوه، طریق، طریقه، طرد، منوال، نمط، نهج
۲. شکل، وضع، هیات
۳. گونه، نوع
۴. قاعده، قانون، آیین
۵. اسلوب، سبک، سیاق
شیوه، روش