طراق . [ طِرْ را ] (معرب ، اِ) تریاق . (منتهی الارب ). لغةٌ فی الدریاق ، و هو رومی ٌ معرب ٌ. (المعرب جوالیقی ص 223). اسم تریاق است ، و آن مرکبی است معروف .(فهرست مخزن الادویه ). رجوع به تریاق و تریاک شود.
طراق . [ طُرْ را ] (ع ص ، اِ) ج ِطارق . فال سنگک زنندگان . (مهذب الاسماء). فال سنگ گیرنده . (منتهی الارب ). و ا...
فرهنگ عمید
صدا و آوازی که از کوفتن و شکستن یا ترکیدن چیزی برمی آید.
فرهنگ فارسی
صدا و آوازی که از کوفتن و شکستن چیزی مانند چوب و استخوان و جز آن بر آید . از قصور قفصه افریقا در نیمه راه قفصه بسوی فنج الحمام واقع است برای کسی که عازم قیروان باشد .