طبیب . [ طَ ] (اِخ ) غلام مصطفی یکی از متأخران شعرای فارس و از اهالی هندوستان است ، وی در جوانی درگذشته است . از اوست : گر به اغیار وفا خواهی کرد با که ای یار جفا خواهی کرد بسمل از تیر نگه ، ای کجباز راست فرما که کرا خواهی کرد؟
(قاموس الاعلام ترکی ).
طبیب . [ طَ ] (اِخ ) (... شیرازی ) رضاقلی هدایت آرد: نام شریفش آقا عبداﷲ، و ...
فرهنگ عمید
پزشک#NAME?
= پزشک
فرهنگ معین
(طَ ) [ ع . ] (اِ. ) پزشک ، حکیم .
فرهنگ فارسی
پزشک، کسی که علم طب بداندومعالجه امراض کند، کسی که درکارخودماهروحاذق باشد کسی که در یکی از رشته های مختلف علوم پزشکی عالم باشد پزشک . یا طبیب معاون . پزشک دستیار . غلام مصطفی یکی از متاخران شعرای فارس و از اهالی هندوستان است وی در جوانی در گذشته است .
مترادف و متضاد
درمانگر
طبیعتشناس
پزشک، حکیم، دکتر ≠ بیمار
۱. پزشک، حکیم، دکتر ۲. درمانگر ۳. طبیعتشناس ≠ بیمار