Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : طب

تلفظ بین المللی : /tˈebb/ تلفظ :‌ [t'ebb]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیگویش مازنیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی سارهفرهنگستان زبان و ادب
  • طب اعتیاد
  • طب بازتابی
  • طب سوزنی
  • طب فشاری
  • طب گیاهی
  • طب استحفاظی
  • طب اطفال
  • طب داخلی
  • طب روحی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیگویش مازنیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی سارهفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

طب . [ طُب ب ] (اِخ ) موضعی است . (منتهی الارب ).

طب . [ طِب ب ] (اِخ ) نام شهری است . رجوع به تب شود.

طب . [ طَب ب ] (ع اِمص ) رِفق . ملاطفت . و منه : مَن اَحَب َّ طَب َّ؛ هرکه دوست دارد کاری را، باید که آهستگی و نرمی کند و شتابزدگی نکند. (منتهی الارب ) (آنندراج ). || فُسون . جادوئی . (منتهی الارب ) (آنندراج ). ||...

فرهنگ عمید

علمی که دربارۀ انواع بیماری‌ها و طریق معالجۀ آن‌ها بحث می‌کند؛ پزشکی.
⟨ طب روحانی: (پزشکی) [قدیمی] علم به ‌حالات قلب و علاج آفات آن و چگونگی حفظ اعتدال جسمانی و روحانی.
⟨ طب سوزنی: (پزشکی) از روش‌های طب سنتی که از سالیان دراز در چین متداول بوده و در آن اعضای خاصی در بدن را با سوزن‌های فلزی تحریک یا بی‌حس می‌کنند تا بعضی امراض را معالجه کنند؛ سوزن‌پزشکی.

علمی که دربارۀ انو...

فرهنگ معین

(طِ بّ ) [ ع . ] ۱ - (مص م . ) درمان کردن . ۲ - (اِ. ) معالجه . ۳ - پزشکی .

فرهنگ فارسی

← دانش پزشکی

علاج کردن، درمان کردن، علاج جسم ونفس ، پزشکی۱ - ( مصدر ) درمان کردن علاج کردن . ۲ - ( اسم ) معالجه ( جسم و روح ) پزشکی . ۳ - علمی که درباره امراض و طرز تداوی مرضی و پیشگیری نا خوشی ها مطالعه و مداقه می کند دانش تداوی امراض پزشکی . یا طب تجربی . قسمتی از علم پزشکی که با مشاهده و تجربه تداوی امراض را مورد مطالعه قرار می دهد پزشکی آزمایشی . یا طب پیشگیری . قسمتی از علم پیشگیری امرا...

گویش مازنی

پزشک

مترادف و متضاد

درمان‌شناسی

پزشکی، طبابت

درمان، معالجه

علم‌الابدان، حرفه پزشکی

درمان کردن، معالجه کردن، درمانگری کردن، شفا دادن

۱. پزشکی، طبابت
۲. علمالابدان، حرفه پزشکی
۳. درمان، معالجه
۴. درمانشناسی
۵. درمان کردن، معالجه کردن، درمانگری کردن، شفا دادن

physic (اسم)طبmedicine (اسم)دارو، پزشکی، طب، دوا، علم طب، علم علاجmedical profession (اسم)طب...

دانشنامه اسلامی

[ویکی اهل البیت] در کتاب قانون ابن سینا در تعریف طب آمده است :طب، دانشی است که از آن، حالات بدن انسان از لحاظ تندرستی و نبود آن، شناخته می شود و هدف از آن، حفظ تندرستی موجود و تلاش برای بازگرداندن آن است هنگامی که از دست می رود.تعریف علم طب، گروه مطالعات و ترویج طب مکمل ابن سینا، بازیابی : 27 اسفند 1391wikiakmtor_omnib: طب...

فرهنگ فارسی ساره

پزشک

فرهنگستان زبان و ادب

[پزشکی] ← دانش پزشکی

کلمات مرتبط

  • طب اعتیاد
  • طب بازتابی
  • طب سوزنی
  • طب فشاری
  • طب گیاهی
  • طب استحفاظی
  • طب اطفال
  • طب داخلی
  • طب روحی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات