طائل. [ ءِ ] ( ع ص ، اِ ) فزونی. مزیّت. فضل. || توانائی. قدرت. دستگاه. || توانگری. غنا. || فراخی. سعة. || فائدة. سود. نفع. و این معنی جز در مورد نفی ، در موارد دیگر استعمال نشود. یقال : لاطائل فی هذا الامر. || ماهو بطائل ؛ یعنی بی خیر و سخت فرومایه و ناکس است. || لم یحل منه بطائل ؛ حاصل نشد از آن فائده ای. || ضربته ُ بسیف غیر طائ...