طالب . [ ل ِ ] (اِخ ) رودی است در جنوب خوزستان معروف به رود طالب .
طالب . [ ل ِ ] (اِخ ) ابن عثمان الازدی النحوی المقری ٔ المؤدب ، المکنی به ابی احمد البغدادی . در روضات الجنات ص 338، نام و نسب و کنیت وی بشرح مسطور در بالا آمده بدون هیچ توضیح یا ترجمه .
(تلفظ: tāleb) (عربی) خواستار ، خواهان ؛ (در تصوف) سالک ؛ (در اعلام) طالب آملی از شعرای معروف ایران در قرنِ یازدهم (هـ.ق) .
اسم ≠ مطلوب
جوینده ≠ خواهنده، خواهان، خواستار، مایل
۱. جوینده ≠ مطلوب
۲. خواهنده، خواهان، خواستار، مایل
۳. محصل، تلمیذ، طلبه ≠ استاد
۴. سالک ≠ پیر، مرید، مرشد