معانی کلمه : طاقی
لغت نامه دهخدا
طاقی . (اِخ ) یکی از ممالک هند. (اخبارالصین والهند ص 4).
فرهنگ عمید
نوعی کلاه دراز شبیه کلاه درویشان.
فرهنگ معین
(حامص .) طاق بودن ، مفرد بودن .
(اِ. ص نسب .) نوعی کلاه که به صورت طاق است .
(حامص . ) طاق بودن ، مفرد بودن .
(اِ. ص نسب . ) نوعی کلاه که به صورت طاق است .
(اِ. ص نسب . ) نوعی کلاه که به صورت طاق است .
فرهنگ فارسی
نوعی ازکلاه، کلاه درازشبیه به کلاه درویشان
( صفت اسم ) نوعی کلاه که به صورت طاق است .
یکی از ممالک هند
( صفت اسم ) نوعی کلاه که به صورت طاق است .
یکی از ممالک هند
