معانی کلمه : طاق باز
لغت نامه دهخدا
طاقباز. ( ص مرکب ، ق مرکب ) سِتان. طاقواز.
- طاقباز خوابیدن یا طاقواز افتادن یا طاقواز خفتن ؛ در تداول عامه سِتان خفتن. بر قفا خفتن. بر پشت خوابیدن. استلقاء. چارطاق خوابیدن در تداول عامه.
- طاقباز کردن یاگذاشتن در ؛ آن را بالتمام باز گذاشتن.
- طاقباز خوابیدن یا طاقواز افتادن یا طاقواز خفتن ؛ در تداول عامه سِتان خفتن. بر قفا خفتن. بر پشت خوابیدن. استلقاء. چارطاق خوابیدن در تداول عامه.
- طاقباز کردن یاگذاشتن در ؛ آن را بالتمام باز گذاشتن.
فرهنگ عمید
به پشت خوابیده.
* طاق باز افتادن: [مجاز] = * طاق باز خوابیدن
* طاق باز خفتن: [مجاز] = * طاق باز خوابیدن
* طاق باز خوابیدن: بر پشت خوابیدن، برپشت روی زمین دراز کشیدن.
* طاق باز افتادن: [مجاز] = * طاق باز خوابیدن
* طاق باز خفتن: [مجاز] = * طاق باز خوابیدن
* طاق باز خوابیدن: بر پشت خوابیدن، برپشت روی زمین دراز کشیدن.
فرهنگ معین
(ق مر. ) (عا. ) ستان بر پشت .
فرهنگ فارسی
ستان بر پشت . یا طاق باز خفتن ( خوابیدن ) . بر قفا خفتن ستان خوابیدن
طاقواز: ستان، به پشت خوابیده
طاقواز: ستان، به پشت خوابیده
دانشنامه عمومی
حالت بر پشت خوابیدن را اصطلاحاً طاق باز می گویند.
wiki: طاق باز
مترادف و متضاد
به پشت خوابیده، به پشتدراز کشیده، ستان، طاقواز ≠ دمر
