طاقباز. ( ص مرکب ، ق مرکب ) سِتان. طاقواز. - طاقباز خوابیدن یا طاقواز افتادن یا طاقواز خفتن ؛ در تداول عامه سِتان خفتن. بر قفا خفتن. بر پشت خوابیدن. استلقاء. چارطاق خوابیدن در تداول عامه. - طاقباز کردن یاگذاشتن در ؛ آن را بالتمام باز گذاشتن.
فرهنگ عمید
به پشت خوابیده. * طاق باز افتادن: [مجاز] = * طاق باز خوابیدن * طاق باز خفتن: [مجاز] = * طاق باز خوابیدن * طاق باز خوابیدن: بر پشت خوابیدن، برپشت روی زمین دراز کشیدن.