طاسباز. (نف مرکب ) در ولایت طایفه ای اند که از زیر خرقه طاسها برآرند و گاهی طاس را در هوا افکنند و بر سر چوب بگیرند، از عالم شیشه باز، و بازیهای عجیب و غریب دیگر نیز کنند، از عالم بهان متی هندوستان . (آنندراج ) (بهار عجم ) : ز کشتی چو کردیم هنگامه سازبگوئیم حرفی هم از طاسبازخورد چرخ از چرخ آن دلربابمن حال گردید چون آسیا. میرزا طاهر وحید. || محیل . مکار. (مجمع التماثیل از بهار عجم و آنندراج ) : طاس...