کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : ضمانت کردن
تلفظ بین المللی :
/zemˈɑnat kˈardan/
تلفظ :
[zem'Anat k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
ضمانت اجرایی معین کردن
ضامن کردن
ضیافت کردن
اشاره ضمنی کردن
دلالت ضمنی کردن بر
ضامن دار کردن
ضامنی کردن
ضمانت
ضمانت نامه
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
sponsor (فعل)ضمانت کردن، مسئولیت را قبول کردن، بانی چیزی شدنguarantee (فعل)عهده دار شدن، عهد کردن، ضامن دادن، ضمانت کردن، تعهد کردنwarrant (فعل)تضمین کردن، گواهی کردن، ضمانت کردنvouch (فعل)اطمینان دادن، تایید کردن، ضمانت کردنinsure (فعل)بیمه کردن، ضمانت کردن، بیمه بدست اوردن...
کلمات مرتبط
ضمانت اجرایی معین کردن
ضامن کردن
ضیافت کردن
اشاره ضمنی کردن
دلالت ضمنی کردن بر
ضامن دار کردن
ضامنی کردن
ضمانت
ضمانت نامه
نظرات