کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه ضعف-کردن | کلماتور
معانی کلمه : ضعف کردن
تلفظ بین المللی :
/zˈaʔf kˈardan/
تلفظ :
[z'a?f k'aRdan]
پیمایش سریع
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
ضعف کردن از گرسنگی شدید
ضعف کردن برای کسی یا چیزی
دل کسی برای کسی یا چیزی ضعف رفتن یا کردن
جسما ضعیف کردن
ضعیف کردن
ضعف
ضعف اضطرابی
ضعف رفتن
ضعف عرق کاستی
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگ معین
(ضَ . کَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص ل . ) (عا. ) سست شدن ، بی حال شدن .
فرهنگ فارسی
( مصدر ) بیهوش شدن غش کردن .
مترادف و متضاد
faint
(فعل)
غش کردن، ضعف کردن، سکته کردن
کلمات مرتبط
ضعف کردن از گرسنگی شدید
ضعف کردن برای کسی یا چیزی
دل کسی برای کسی یا چیزی ضعف رفتن یا کردن
جسما ضعیف کردن
ضعیف کردن
ضعف
ضعف اضطرابی
ضعف رفتن
ضعف عرق کاستی
نظرات