ضد. [ ض ِدد ] (اِخ ) بنوضد؛ قبیله ای است از عاد. (منتهی الارب ).
ضد. [ ض َدد ](ع مص ) غالب آمدن بر کسی . (منتهی الارب ). غالب شدن در خصومت بر کسی . || بازگردانیدن چیزی را از کسی . (منتخب اللغات ). برگردانیدن چیزی را از کسی وبازداشتن بلطف و نرمی . (منتهی الارب ). || پر کردن . (زوزنی ) (تاج المصادر). پر کردن مشک و جز آن . (منتخب اللغات ). پر کردن مشک را. (من...
فرهنگ عمید
۱. ناساز؛ ناسازگار؛ مخالف؛ ناهمتا.۲. [قدیمی] مثل؛ نظیر؛ همتا. Δ در معنای ۱ و ۲ از اضداد است.۳. جلوگیریکننده.۴. (صفت) (ادبی) ویژگی کلمهای که بر دو معنی متضاد دلالت دارد، مانند خود کلمۀ ضد که در عربی هم به معنی مخالف و ناهمتا است و هم به معنی مثل و نظیر و همتا.۵. (اسم) [قدیمی] دشمن.⟨ ضدسم: پادزهر؛ پازهر.⟨ ضدضربه: ویژگی چیزی که طوری ساخته شده باشد که هرگاه ضربه برآن وارد شود از کار نیفتد: ساعت ضدضر...
فرهنگ معین
(ض دُ ) [ ع . ] (ص . ) ۱ - مخالف . ۲ - دشمن . ۳ - ناهمگون ، ناسازگار. ، ~ و نقیض ویژگی دو یا چند امر نسبت به هم ، به طوری که با وجود یکی دیگر نمی تواند باشد.
دانشنامه آزاد فارسی
ضِدّاصطلاحی در منطق. در حوزۀ مفردات و در دو معنا به کار می رود: ۱. تقابل دو چیز نسبت به یکدیگر، به نحوی که جمع آن دو محال، ولی رفع آن ها ممکن باشد؛ مانند «اسب» و «انسان» که ممکن نیست یک چیز هم اسب باشد، هم انسان (عدم اجتماع)، اما ممکن است که نه اسب باشد، نه انسان و فی المثل شتر باشد (ارتفاع)؛ ۲. نهایت جدایی و دوری بین دو عَرَض از یک جنس، مانند جدایی و دوری سیاهی و سپیدی که هر دو از جنس رنگ هستند. ...
فرهنگ فارسی
مخالف، دشمن، ناساز، ناسازگار، ناهمتا۱ - مغایر . ۲ - دشمن عدو خصم . ۳ - ناساز ناسازگار . ۴ - دو کلمه متحد اللفظ و محتلف المعنی مانند فراز کردن که به معنی بستن و باز کردن است . ۵ - آن که نسبتش با دیگری چنان باشد که با او نتواند بودن و هر دو با هم توانند نبودن چنانکه نسبت سیاهی به سفیدی چه سیاهی با سفیدی نتواند بودن لیکن هم سیاهی و هم سفیدی توانند نبودن . دو شئ را ضد یکدیگر گویند در صورتی که میان آن ...
دانشنامه عمومی
ضد (آلبوم). «ضد» (به انگلیسی: Anti) آلبومی از هنرمند اهل باربادوس ریحانا است که در ۲۸ ژانویه ۲۰۱۶ (۲۰۱۶-01-۲۸) منتشر شد. این آلبوم جدیدترین آلبوم ریانا است. «کار» پخش: ۲۷ ژانویه ۲۰۱۶
[ویکی فقه] ضِدّ به معنای منافی می باشد.ضد هم در فلسفه کاربرد دارد و هم در اصول فقه .در فلسفه عبارت است از هر امر وجودی ای که با امر وجودی دیگر نهایت تنافی را دارد؛ به گونه ای که به هیچ وجه با هم در یک جا جمع نمی شوند؛ لیکن در اصول فقه ضد به مطلق منافی و معاند تعریف شده است؛ خواه امر وجودی باشد، مانند تنافی ازاله نجاست از مسجد با نمازی که وقتش تنگ است، و یا امر عدمی، مانند منافات داشتن ترک نماز با ...