Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ضامز

تلفظ بین المللی : /zˈɑmez/ تلفظ :‌ [z'Amez]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • ضامر
  • ضامن
  • ضامن اهو
  • ضامن تن
  • ضامن دادن
  • ضامن دار
  • ضامن درِ موتور
  • ضامن کردن
  • ضأز
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

ضامز. [ م ِ ] ( ع ص ) رجل ٌ ضامِز؛ مرد خاموش و بازایستاده از چیزی. ( منتهی الارب ). خاموش. || آهسته. ( منتهی الارب ). || بعیرٌ ضامز؛ شتر که دبه از دهان بیرون نیارد. ( منتهی الارب ). شتری که شقشقه از دهان بیرون نکند. ( منتخب اللغات ).

فرهنگ فارسی

رجل ضامز مرد خاموش و باز ایستاده از هر چیز خاموش یا آهسته یا بسیار غیبت کننده مردم یا بعیر ضامر شتر که دبه از دهان بیرون نیارد شتری که شقشقه از دهان بیرون نکند

کلمات مرتبط

  • ضامر
  • ضامن
  • ضامن اهو
  • ضامن تن
  • ضامن دادن
  • ضامن دار
  • ضامن درِ موتور
  • ضامن کردن
  • ضأز
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات