صیاد. [ ؟ ی یا ] (اِخ ) دهی است از بخش پشت آب شهرستان زابل ، واقع در 12 هزارگزی شمال بیجار و 4 هزارگزی راه مالرو جلال آبادبه زابل . در جلگه قرار دارد. هوای آن گرم و معتدل است . 1040 تن سکنه دارد. آب آن از رودخانه ٔ هیرمند. محصول آن غلات ، لبنیات . شغل اهالی زراعت و گله داری است . راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 8)....
فرهنگ عمید
۱. = شکارچی ۲. [مجاز] آن که چیزی را به دست می آورد، تسخیرکننده.
فرهنگ معین
(صَ یّ ) [ ع . ] (ص . ) شکارچی .
فرهنگ فارسی
دهی است از بخش پشت آب شهرستان زابل در ۱۲ کیلومتری شمال بیجار و ۴ کیلومتری راه مالرو جلال آباد زابل : جلگه گرم و معتدل : ۱٠۴٠ تن سکنه: آب از رود هیرمند : محصول غلات لبنیات : شغل اهالی زراعت و گله داری است . کسی که بسیارصیدکند، شکارچی، شکارگر، شکاری، نخجیرگیر، دامیار ( صفت ) کسی که بسیار صید کند شکار گر شکار چی دامیار .
دانشنامه عمومی
شکار چى
صیاد ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:wiki: صیاد صیاد (جماعت). صیاد جماعت و شهرکی در جنوب غربی کشور تاجیکستان است که در ناحیهٔ شهر توس ولایت ختلان قرار دارد. جمعیت این جماعت ۱۱۹۴۹ است.wiki: صیاد (جماعت) صیاد (فیلم ۱۹۸۵). wiki: صیاد (فیلم ۱۹۸۵)...