معانی کلمه : صوت
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. صدا.
۲. (موسیقی ) نغمه، آهنگ.
۲. (موسیقی ) نغمه، آهنگ.
فرهنگ معین
(صَ ) [ ع . ] (اِ. ) ۱ - بانگ ، آواز. ۲ - نغمه ، آواز.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
دانشنامه اسلامی
فرهنگستان زبان و ادب
{interjection} [زبان شناسی] یکی از اجزای کلام که حالت ذهنی و عاطفی گوینده را می رساند و با دیگر اجزای جمله رابطۀ نحوی ندارد
{sound} [فیزیک] آشفتگی هایی مانند تغییر فشار که به صورت موج در محیطی مادی منتشر می شود
[موسیقی] ← صدا 2
{sound} [فیزیک] آشفتگی هایی مانند تغییر فشار که به صورت موج در محیطی مادی منتشر می شود
[موسیقی] ← صدا 2
