صوامع. [ ص َ م ِ ] (اِخ ) قبیله ای است از بطون هوارة از بربر. (صبح الاعشی ج 1 ص 364).
صوامع. [ص َ م ِ ] ( ع اِ ) ج ِ صَوْمَعَة. عبادتخانه های ترسایان. ( غیاث اللغات ) : و لولا دفع اﷲ الناس بعضهم ببعض لهدمت صوامع و بیع. ( قرآن 40/22 ). چون قندیل عقیقین از صوامع رهابین تابان....
فرهنگ عمید
صومعه#NAME?
= صومعه
فرهنگ معین
(صَ مِ ) [ ع . ] (اِ. ) جِ صومعه ، دیرها.
فرهنگ فارسی
جمع صومعه ( اسم ) جمع صومعه . ۱ - دیرهای رهبانان ۲ - زاویه های درویشان . یا صوامع ملکوت . عالم ملکوت . قبیله ایست از بطون هواره
دانشنامه عمومی
صوامع (استان تیزی وزو). صوامع (استان تیزی وزو) (به عربی: الصوامع) یک شهرداری در الجزایر است که در استان تیزی وزو واقع شده است.wiki: استان مسیله واقع شده است. صوامع ۶٬۴۲۴ نفر جمعیت دارد.wiki: صوامع (استان مسیله)...
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی صَوَامِعُ: صوامع جمع صومعه است ، و صومعه نام معبدهایی است که برای عبادت عابدان و زاهدان ، در بالای کوهها و در بیابانهای دوردست ساخته میشد ، و معمولا عمارتی نوک تیز و مخروطی بود .ریشه کلمه: صمع (۱ بار)«صوامع» جمع «صومعه» به معنای مکانی است که معمولاً در بیرون شهرها و دور از جمعیت، برای تارکان دنیا، زهاد و عباد ساخته می شد که در فارسی به آن «دیر» گویند (باید توجّه داشت «صومعه» در ...