معانی کلمه : صندوق
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
(صَ ) [ ع . ] (اِ. ) ۱ - جعبة بزرگ فلزی یا چوبی که کالای نفیس را در آن گذارند. ۲ - محل دریافت یا پرداخت پول در بانک یا هر ادارة دیگر. ج . صنادیق . ، ~ پست صندوق هایی که در کوچه و خیابان نصب می شود تا مردم پاکت های محتوی نامه را در آن اندازند. ، ~ پستی ج
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
دخلی که به صفحهکلید مجهز است و قابلیت نمایش مبالغ نقدی دریافتی در هر فروش و جمع زدن آنها را دارد
دانشنامه عمومی
صندوق یکی از ابزارهای مهم صندوقدار است. هم چنین صندوق محلی برای نگهداری پول های داده شده به صندوقدار می باشد.
wiki: صندوق
گویش اصفهانی
تکیه ای: sanduq
طاری: sendöq
طامه ای: sandoq/ ganǰa
طرقی: sendöq
کشه ای: senduq
نطنزی: sandoq /yaxdun
مترادف و متضاد
جعبه، محفظه
دانشنامه اسلامی
فرهنگ فارسی ساره
گنجه
فرهنگستان زبان و ادب
{cash register} [رایانه و فنّاوری اطلاعات] دخلی که به صفحه کلید مجهز است و قابلیت نمایش مبالغ نقدی دریافتی در هر فروش و جمع زدن آنها را دارد
