صلم. [ ص َ ] ( ع مص ) از بن بریدن یا از برکندن گوش و بینی را. ( منتهی الارب ). بریدن گوش از بن و بینی و آنچ بدان ماند. ( تاج المصادر بیهقی ). || ( اصطلاح عروض ) سقوط وتد مفروق است از آخر جزء و جزئی را که صلم در آن واقع شده اصلم نامند. پس از مفعولات بضم تاء مفعو باقی ماند و چون مفعو لفظی مهمل است ، بجای آن فعْلن استعمال کنند، چنانکه عادت اهل عروض بر آن جاری است. هکذا فی رسائل العربیة و الفارسیه. ( ...
فرهنگ عمید
۱. (ادبی ) در عروض، اسقاط وتد مفروق از آخر جزء، چنان که از مفعولات، مفعو باقی بماند و به جای آن فع لن بگذارند و آن را اصلم می گویند. ۲. [قدیمی] از بیخ و بن بریدن. ۳. [قدیمی] کندن گوش یا بینی.
فرهنگ معین
(صَ ) [ ع . ] (اِمص . ) ۱ - بریدگی ، قطع (گوش و بینی ). ۲ - در علم عروض اسقاط وتد مفعولات است ، «مفمو» بماند. «فع لن » به جای آن بنهند و فع لن چون از مفعولات خیزد، آن را «اصلم » خوانند.
فرهنگ فارسی
۱ - بریدگی قطع ( گوش و بینی ) ۲ - اسقاط و تد وفعولات است مفعو بماند فع لن به جای آن بنهند و فع لن چون از مفعولات خیزد آن را اصلم خوانند .