Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : صلاح

تلفظ بین المللی : /salˈɑh/ تلفظ :‌ [sal'Ah]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هامترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکا
  • صلاح الدین
  • صلاح الدین محله
  • صلاح الدین کلا
  • صلاح اندیش
  • صلاح اندیشی
  • صلاح اندیشیدن
  • صلاح بینی
  • صلاح دانستن
  • صلاح دیدن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هامترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

صلاح . [ ص َ ] (اِخ ) نام مکه شرفهااﷲ تعالی است . (منتهی الارب ). نامی است مکه را. (مهذب الاسماء).

صلاح . [ ص ِ ] (ع مص ) هم دیگر آشتی کردن . (منتهی الارب ). آشتی و مصالحه . (غیاث اللغات ). || نیکوئی کردن . (منتهی الارب ).

صلاح . [ ص َ ] (اِخ ) ابن مبارک بخاری نقشبندی از متصوفه ٔ بزرگ قرن هشتم هجری . او راست : انیس...

فرهنگ عمید

۱. مصلحت.
۲. نیکوکار شدن.
۳. [مقابلِ فساد] خیر، نیکی.
۴. [قدیمی] نیک شدن، نیکو شدن.

فرهنگ معین

(صَ ) [ ع . ] ۱ - (مص ل . ) نیکی کردن . ۲ - نیک شدن . ۳ - آشتی کردن . ۴ - (اِمص . ) نیکوکاری .

فرهنگ فارسی

ابن مبارک بخاری نقشبندیعارف و نویسنده ایرانی ( قر. ۸ ه. ). وی کتاب [ انیس الطا لبین و عده السالکین فی مناقب خواجه بهائ الدین ] را تالیف کرده ( سال فراغت ۷۸۵ ه.ق . ) نسخه ای از آن در کتابخانه دهخدا موجود است .آشتی کردن، سازش کردن ، آشتی، نیکوشدن، نیکوکارشدن، خیرونیکی، ضدفساد۱ - ( مصدر ) نیکی کردن مقابل فساد . ۲ - نیک شدن نیکو کار گشتن . ۳ - آشتی کردن . ۴ - ( اسم ) نیکی نیکوکاری مقابل فساد . ۵ - شای...

دانشنامه عمومی

مختصات: ۳۶°۲۲′۱۵″ شمالی ۵۳°۲۷′۷″ شرقی / ۳۶٫۳۷۰۸۳°شمالی ۵۳٫۴۵۱۹۴°شرقی / 36.37083; 53.45194صلاح، روستایی است از توابع بخش چهاردانگه شهرستان ساری در استان مازندران ایران.این روستا در دهستان گرماب قرار داشته و بر اساس آخرین سرشماری مرکز آمار ایران که در سال ۱۳۸۵ صورت گرفته، جمعیت آن ۱۲۲نفر (۲۴خانوار) بوده است.wiki: صلاح...

فرهنگ اسم ها

(تلفظ: salāh) (عربی) شایسته و مناسب بودن امری با در نظر گرفتن پیامدهای آن ، مصلحت؛ درست کاری، نیکوکاری ؛ (در قدیم) سودمند بودن ، فایده داشتن .

اسم: صلاح (پسر) (عربی) (تلفظ: salāh) (فارسی: صلاح) (انگلیسی: salah) معنی: نیکی، نیکوکاری، شایستگی، شایسته و مناسب بودن امری با در نظر گرفتن پیامدهای آن، مصلحت، درست کاری، ( در قدیم ) سودمند بودن، فایده داشتن، خیر و نیکی...

مترادف و متضاد

آشتی، صلح

اهلیت، شایستگی

خوبی، خیر، نیکی

صوابدید، مصلحت ≠ فساد

۱. صوابدید، مصلحت
۲. خوبی، خیر، نیکی
۳. آشتی، صلح
۴. اهلیت، شایستگی ≠ فساد

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] صَلاح به معنای ضد فساد است.صلاح در لغت به معنای صواب و درستی و خیر آمده است.بیشترین کاربردبیشترین کاربرد آن در کارها، کارهای درست، پسندیده و نیک است. چنان که در حوزه رأی و نظر در معنای صواب دید نیز به کار می رود. صلاح در ذاتصلاح در ذات نیز در معنای شایستگی و اهلیت کاربرد دارد. صلاح در میوه به معنای رسیدن و شیرین شدن است. مقصود از بدو صلاح که در کلمات فقها به کار رفته است، رسیدن میوه به ...

واژه نامه بختیاریکا

( صَلاح ) اختیار

کلمات مرتبط

  • صلاح الدین
  • صلاح الدین محله
  • صلاح الدین کلا
  • صلاح اندیش
  • صلاح اندیشی
  • صلاح اندیشیدن
  • صلاح بینی
  • صلاح دانستن
  • صلاح دیدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات