Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : صلا زدن

تلفظ بین المللی : /salˈɑ zˈadan/ تلفظ :‌ [sal'A z'adan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • صدا زدن
  • صفا زدن
  • با اشاره صدا زدن
  • صدا زدن محمد
  • صدازدنی
  • صلا
  • صلا دادن
  • صلا دردادن
  • صلا گفتن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

صلا زدن. [ ص َ زَ دَ ] ( مص مرکب ) آواز دادن برای طعام. آواز دادن. بانگ دادن. خواندن بسوی چیزی : برره قول کاسه گر کوس نوای نو زندبرسر خوانچه طرب مرغ صلای نو زند.خاقانی.زانکه زنی نان کسان را صلابه که خوری چون خر عیسی گیا.نظامی.به هر گوشه دو مرغک گوش بر گوش زده بر گل صلای نوش بر نوش.نظامی.هر دو بشبگیر نوائی زدندخانه فروشانه صلائی زدند.نظامی.در سرای مغان رُفته بود و آب زده نشسته پیر و صلائی بشیخ و شا...

فرهنگ فارسی

( مصدر ) آواز دادن برای طعام و جز آن دعوت کردن .

کلمات مرتبط

  • صدا زدن
  • صفا زدن
  • با اشاره صدا زدن
  • صدا زدن محمد
  • صدازدنی
  • صلا
  • صلا دادن
  • صلا دردادن
  • صلا گفتن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات