(صَ حَ ) [ ع . ] (اِ. ) ۱ - شمشیر پهناور. ۲ - سنگ پهن . ۳ - روی پهن هر چیزی .
فرهنگ فارسی
شمشیرپهن، سنگ پهن، روی هرچیزپهن۱ - شمشیر پهناور . ۲ - روی پهن از هر چیزی . ۳ - سنگ پهن . ۴ - پوست ( صورت ) . ۵ - هر یک از هشت استخوان که جمجمه مرکب از آنهاست قبیله . ۶ - ( اسطرلاب ) جسمی که محیط باشد با دو دایره متساوی و متوازی و سطحی که واصل باشد میان دو محیط این دو دایره و صحفه ای که بر آن آفاق اقالیم سبعه نوشته باشند آن را صفیحه آفاقی نامند . جمع : صفایح ( صفائح ) .موضعی است در بلاد بنی اسد...