صفی . [ ص َ ] (اِخ ) رجوع به صفی رشتی شود.
صفی . [ ص َ ] (اِخ ) (شیخ ...) رجوع به صفی الدین اردبیلی شود.
صفی . [ ص َ ] (اِخ ) سبزواری . رجوع به علی بن حسین کاشفی شود.
ویژگی کارها و وظایفی که برای اجرا و پردازش در صف قرار گرفته باشند
خوب
خوب
(تلفظ: safi(y)) (عربی) (در قدیم) خالص و یگانه (دوست) ؛ برگزیده ؛ صاف ، پاک ، روشن ؛ (به مجاز) صفیالله .
برگزیده، منتخب
بیآلایش، پاک، منزه
۱. برگزیده، منتخب
۲. بیآلایش، پاک، منزه