صفوت . [ ص َ وَ ] (ع اِ) صفوة. خالص و برگزیده ٔ چیزی : چون خاک و هوا را بشود رتبت و صفوت چون چرخ و زمین را بجهد راحت و آرام . مسعودسعد.چون ز راه صدق و صفوت نز من آید نز شماصدق بوذر داشتن یا عشق سلمان داشتن . سنائی .آب را تا لطف و صفوت نار را تاب و تبش خاک را حلم و درنگ و باد را خشم و شتاب جاودان بادی بعالم پادشاه کامران خاک حلم و باد شوکت آب لطف و نار تاب . سوزنی .وز نور روی صفوت لعل تو آورددر یک ...
خالص و بی آمیغ، پاکیزه و برگزیده، صفوت آدمیان: پیغمبر اسلام ۱ - ( اسم ) خلوص ویژگی . ۲ - برگزیدگی . ۳ - ( صفت ) خالص بی آمیغ . ۴ - برگزیده . یا صفوت آدمیان . پیغمبر اسلام ص .