صغار. [ ص َ ] (ع مص ) خوار شدن . (منتهی الارب ) (ترجمان علامه ٔ جرجانی ) (تاج المصادر بیهقی ) (دهار) (مصادر زوزنی ). || مائل به غروب شدن آفتاب . (منتهی الارب ). || (اِمص ) خواری . (منتهی الارب ) (غیاث اللغات ) (دهار) (مهذب الاسماء). || کوچکی . (غیاث اللغات ). || (ا...
فرهنگ عمید
صغیر#NAME?
خوار شدن؛ خواری.
خوار شدن، خواری. = صغیر
فرهنگ معین
(ص ) [ ع . ] (ص . ) جِ صغیر، خردان .
فرهنگ فارسی
جمع صغیر ( صفت ) جمع صغیر خردان کودکان مقابل کبار . خرد
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی صَغَارٌ: کوچک کردن - خفـّت - ذلت و خواریریشه کلمه: صغر (۱۳ بار)(بر وزن فرس و عنب) کوچکی. مقابل کبر. وآن در مقایسه چیزی با چیز دیگر گفته میشود خواه به اعتبار زمان باشد مثل کوچکی سنّ. یا به اعتبار. جثّه باشد یا قدر و مرتبه. صغیر: کوچک. صغار: به فتح (ص) ذلّت و خواری. صاغر: به قول راغب کسی است که به پستی راضی است. طبرسی، ذیل معنی کرده است. ، . * . صغار در آیه به معنی ذلت و هوان است...