کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه صعود-کردن | کلماتور
معانی کلمه : صعود کردن
تلفظ بین المللی :
/sˈoʔuːd kˈardan/
تلفظ :
[s'o?u:d k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
صعود
صعود تدویری
صعود حاملی
صعود شمالی
صعود نقطۀ جوش
صعود و نزول
صعود کننده
صعود به قله نامحتمل
صعود ترکیبی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
صعود کردن. [ ص ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) برشدن. برآمدن. بررفتن. ارتقاء. رجوع به صعود شود.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) بر آمدن بر رفتن ارتقا یافتن .
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
rise (فعل)طلوع کردن، خاستن، طالع شدن، برخاستن، بلند شدن، برامدن، بالا رفتن، صعود کردن، ترقی کردن، ناشی شدن از، طغیان کردن، بالا آمدن، از خواب برخاستن، سربالا رفتنascend (فعل)بلند شدن، بالا رفتن، صعود کردن، فرازیدن، جلوس کردن برmount (فعل)بلند شدن، صعود کردن، سوار کردن، زیاد شدن، سوار شدن، بالغ شدن بر، نصب کردن، قرار دادن، سوار شدن بر، سوار شدن یا کردنclimb (فعل)بالا رفتن، صعود کردن، ترقی کردنgo up...
کلمات مرتبط
صعود
صعود تدویری
صعود حاملی
صعود شمالی
صعود نقطۀ جوش
صعود و نزول
صعود کننده
صعود به قله نامحتمل
صعود ترکیبی
نظرات