صریح .[ ص َ ] (اِخ ) نام اسب عبدیغوث حرب . (منتهی الارب ).
صریح . [ص َ ] (اِخ ) نام اسبی مر بنی لخم را. (منتهی الارب ).
صریح . [ص َ ] (اِخ ) نام اسبی مر بنی نهش را. (منتهی الارب ).
روشن
روشن
رکگو
بالصراحه، صراحتاً
آشکار، بیپرده، رک، روشن، عیان، قطعی، گویا، واضح ≠ غیرصریح
۱. آشکار، بیپرده، رک، روشن، عیان، قطعی، گویا، واضح
۲. رکگو
۳. بالصراحه، صراحتاً ≠ غیرصریح
روشن