( صرفاً ) صرفاً. [ ص ِ فَن ْ ] ( ع ق ) محضاً. خالصاً. || تنها. فقط:صرفاً برای انجام این مقصود... صرفاً چنین است...
فرهنگ معین
( صرفاً ) (صِ فَ نْ ) [ ع . ] (ق . ) تنها، فقط .
فرهنگ فارسی
۱ - خالصا : صرفا شیر است . ۲ - تنها فقط : صرفا با کار درست می شود .
مترادف و متضاد
alone(قید)
فقط، صرفا، یک تنه
only(قید)
فقط، صرفا، بس، محضا، فقط بخاطر
downright(قید)
صرفا
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی صَرْفاً: برگرداندن - دفع (صرف به معنای برگرداندن چیزی است از حالی به حالی ، و یا عوض کردن آن با غیر آن است )معنی ضَرِیعٍ: نام نوعی از تیغها است که به آن شبرق هم میگویند ، و اهل حجاز آن را وقتی خشک شد ضریع مینامند ، و ناگوارترین و تهوعآورترین گیاه است که هیچ حیوانی آن را نمیخورد ، و شاید نامیدن آنچه در آتش است به نام ضریع ، صرفا از نظر شباهت در شکل و خاصیت بوده باشد .معنی عَسَی: ...