کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه صرف-نظر | کلماتور
معانی کلمه : صرف نظر
تلفظ بین المللی :
/sˈarfnazr/
تلفظ :
[s'aRfnazR]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
صرف نظر کردن
افزایش کوچک ولی غیرقابل صرف نظر و پایدار در قیمت ها
قابل صرف نظر
نظریه صرفه
نظریه ریسمان نوع صفر
نظریه صف
صرفنظر
صرفنظر از
صرفنظر نکردنی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
صرف نظر. [ ص َ ف ِ ن َ ظَ ] ( ترکیب اضافی ، اِمص مرکب ) چشم پوشی. اغماض.گذشت. تعمیة. غمض عین. رجوع به صرف نظر کردن شود.
فرهنگ فارسی
چشم پوشی
مترادف و متضاد
surrender
(اسم)
واگذاری، سرسپردگی، تسلیم، صرفنظر
waiver
(اسم)
چشم پوشی، لغو، ابطال، صرفنظر
کلمات مرتبط
صرف نظر کردن
افزایش کوچک ولی غیرقابل صرف نظر و پایدار در قیمت ها
قابل صرف نظر
نظریه صرفه
نظریه ریسمان نوع صفر
نظریه صف
صرفنظر
صرفنظر از
صرفنظر نکردنی
نظرات