صرافی. [ ص َ رْ را ] ( حامص ) کار صراف. شغل صراف : اما صرافی بهتراز کناسی. و شرط نیست که هر که... درماند کناسی کندو از صرافی دست بدارد. ( کیمیای سعادت ). || ( اِ ) محل کار صرّاف. دکان صرافی. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ معین
(صَ رّ ) [ ع - فا. ] ۱ - (حامص . ) شغل و کار صراف . ۲ - (اِ. ) دکان صراف .
دانشنامه آزاد فارسی
صَرّافیبه شغل خرید و فروش طلا اطلاق می شود. حدود ۱۰۰ سال قبل صرافی ها بیشتر عملیات بانکی ـ خرید و فروش سکه و اعطای وام ـ را در ایران انجام می دادند. با توسعۀ روابط تجاری بین شرق و غرب و تکامل امنیت صرافی، شاغلین این حرفه افزایش یافتند تا جایی که در اغلب شهرهای ایران نمایندگان آن ها فعالیت می کردند و حتی از میان نمایندگان آن هایی که قدرت مالی و معروفیت بیشتری داشتند با گشایش حساب در بانک های خارجی ...
فرهنگ فارسی
۱ - شغل و عمل صراف . ۲ - ( اسم ) دکان صراف .
دانشنامه عمومی
صرافی( به انگلیسی بریتانیایی bureauthor de change و به انگلیسی آمریکایی currency exchange) در لغت به معنای داد و ستد انواع پول است. پیدایش آن به عنوان یک حرفه را می توان ناشی از نیاز مردم به تعیین و صحت وزن و عیار مسکوکات گوناگونی دانست که در قرون پیشین رواج داشتند و ناآگاهی از وزن و عیار صحیح آن ها می توانست زیان بار باشد. صرافی ریشه بانکداری مدرن امروزی است.با استفاده از پول کاغذی در قرن ۱۷ و ای...